X
تبلیغات
تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش
 
History and Philosophy of Education



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
PageRank

کتاب افکار هگل دکتر مجتهدی را بخریم؟ نخریم؟!

چند وقت پیش می خواستم کتاب افکار هگل از دکتر مجتهدی رو بخرم به قیمت ناقابل 13500 تومان. گویا قیمت این کتاب به خاطرهمان کاغذ پاره هایی که یکی می گفت تاثیری ندارد الان رسیده به مرز 17000 تومان. در حالی که اگر همین کتاب قبل از تاثیرات همین کاغذپاره ها منتشر می شد شاید کلا 6000 تومان هم قیمت نمی خورد. بگذریم. قبل از خرید کتاب یک جست و جوی کلی توی اینترنت راجع به کتاب کردم و به مطالب جالبی دست یافتم. مهم تر از همه نقد دکتر جواد طباطبایی بود بر نحوه نگارش(تالیف یا اقتباس یا ترجمه) این کتاب و ایرادهایی که دکتر مجتهدی در ترجمه برخی اصطلاحات فلسفی(فرانسوی و آلمانی) داشته و بدفهمی هایی که گویا مرتکب شده و اینکه به منابع اساسا غیرمعتبر برای نگارش(یا به قول خود دکتر طباطبایی اقتباس) کتاب از آن ها بهره برده است. ترجمه هایی که به زعم ایشان همه منسوخ است و اساسا مورد استفاده نیست. حتی گویا آلمانی‌های وی نیز از منابع فرعی و بدون داشتن مقدمات آن‌ زبان اقتباس شده و در بسیاری از موارد غلط است. یا در جایی دیگر می گوید هر کسی ده درس نخست آلمانی برای مبتدی را خوانده باشد می‌داند که  Fichte  را نمی‌توان فیخته تلفظ کرد. 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 93/01/14 توسط ایوب محمودی

نگاهی به داستان روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور

دیروز از کتابخانه باغ نشاط گرفتمش و امروز تمومش کردم. گرچه می شد در عرض یکی دو ساعت هم تمومش کرد. کتاب فقط 113 صفحه است. اولین چیزی که توجه آدم رو جلب میکنه رسیدن این کتاب به چاپ سی ام هست! و اینکه برگزیده جشنواره قلم زرین شده. اسم کتاب شاید گویای همه اون چیزهایی که قراره بخونی هست: روی ماه خداوند را ببوس! کتاب را که باز می کنی دیگه کاملا مطمئن هستی قراره چی بخونی. وقتی این عبارت رو بعد از صفحه شناسنامه کتاب می بینی: هر کس روزنه ای است به سوی خداوند...

با این حال شاید چیزی که باعث بشه آدم هوس کنه این کتاب رو بخونه دو تا مسئله هست. یکی نویسنده شناخته شده اون یعنی مصطفی مستور و دیگری سی بار تجدید چاپ کتاب! کتاب بی هیچ مقدمه ای شروع می شود. گرچه شاید همین شروع بی مقدمه اش اساسا مقدمه کتاب باشد. اینکه شخصیت اصلی داستان نمی تواند مهرداد دوست دوران مدرسه اش را به آسانی به یاد بیاورد کمی توی ذوق آدم می خورد. و اینکه چطور مادر مهرداد از اون خواسته تا بره فرودگاه استقبال پسرش. و اینکه چطور وقتی به مغزش فشار می آورد کلی خاطرات از اون توی ذهنش نقش می بنده! 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/12/28 توسط ایوب محمودی

بزرگان فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت

ریچارد پیترز

پیترز در سال 1962 رشته فلسفه تعلیم و تربیت را در دانشگاه لندن رونق بخشید و با برپایی سمینارها و سخنرانی ها توجه گروه زیادی را به سوی فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت جلب کرد. وی در سال 1966 کتاب تاثیرگذار خود را به نام اخلاق و تعلیم و تربیت منتشر نمود. او در همه فعالیت های فکری خود به تحلیلی دقیق از مفهوم «تعلیم و تربیت» همت گماشت. هم چنین به تدوین اصول اخلاقی و اجتماعی ای که بر اساس آن محتوا و محصول تعلیم و تربیت را می توان بنا کرد، مبادرت ورزید. پیترز معتقد است یک فیلسوف تربیتی باید مرز و حدود مفاهیم تربیتی را نشان دهد، به توصیف دقیق زمینه های دانش و گفتمان ها بپردازد و طرح های مفهومی را که زیربنای باورها و معیارهایی برای توجیه و تایید گزاره ها هستند نشان دهد. پیترز در نهایت، چهار زمینه را برای فعالیت فکری فیلسوف تعلیم و تربیت در نظر می گیرد:




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/12/12 توسط ایوب محمودی

بنیانگذاران فلسفه تحلیلی و فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت

جی.ای. مور1 (1873-1958) و برتراندراسل2 (1872-1970) را غالبا به عنوان بنیانگذاران جنبش تحلیلی در فلسفه انگلیسی ـ آمریکایی می شناسند. اگرچه راسل و مور هر دو، به تحلیل گفتار معمولی علاقه مند بودند و هم گفتار علمی، راسل درصدد برآمد تا ساختارهای منطقی را که به عقیده او در هر زبانی وجود دارد، کشف و تحلیل کند. به نظر راسل وظیفه فیلسوف عبارت است از کشف و صورت بندی قواعدی که زیربنای کاربرد زبان را تشکیل می دهند. وی در تلاش خویش برای تدوین سیستم تحلیلی منطق صوری یا ریاضی بر آن شد تا ماهیت و معنی گفتار را درک کند. در حقیقت بر اساس اصول ریاضیات برتراند راسل و وایتهد، زبان ریاضی به عنوان منطقی برای دقیق نمودن زبان طبیعی مطرح شد(اوزمان و کریور، 2007: 256) و لودویگ ویتگنشتاین3 با رساله فلسفی ـ منطقی خود رسما آن را اعلام نمود.

جورج ادوارد مور که آثار او غالبا با آثار راسل مرتبط است، فیلسوف دانشگاه کمبریج انگلستان بود. مور مسائل زیادی را مطرح ساخت که از آن زمان تا به حال مورد توجه فلاسفه تحلیلی بوده اند. مور که مولف ابطال ایده‌الیسم در ذهن4 (1903) و اصول اخلاق5 (1903) است نامش با رئالیسم نو مرادف است. اما سوالاتی که مطرح ساخت، تحلیل زبان را به عنوان روش کار در نزد فلاسفه انگلیسی زبان به وجود آورد(گوتک، 1386: 192). مور معتقد بود بسیاری از گزاره ها، به خصوص گزاره های بدیهی، یقینا صادق اند. مثلا این گزاره که زمین سیاره ای کهن است و انسان های بسیاری قبل از ما بر آن می زیسته اند. بنابراین همه ما در زندگی روزانه به باورهای آشنا و عادی متعهد هستیم و صحت این باورها را نباید مورد تردید قرار داد(توسلی، 1385: 8). بر این اساس جورج مور، فلسفه تحلیلی را تحلیل مفاهیم زبان مجاوره ای و فهم عرفی می دانست(اوزمان و کریور، 2007: 256).

در قاره اروپا گروه دیگری از فیلسوفان نیز تلاش های فلاسفه تعقلی و سنتی تر را در راه پی افکندن  نظام های فلسفی کامل مردود انگاشته بودند. مشهورترین اینان گروهی از فلاسفه همسلک بودند که به حلقه وین1 شهرت داشتند. یکی از رهبران این گروه، موریتس شلیک2 (1882-1936) بود که رویکردش در قبال تحلیل زبان، «تجربه گرایی منطقی3» خوانده شده است. شلیک درصدد بر آمد تا روش علمی را در خصوص مسائل فلسفی به دقت اعمال کند. او معتقد بود وقتی که مسائل نادرست تعریف شوند، راه حل های حاصل نیز نادرست خواهند بود. گروه موسوم به حلقه وین ادعا می کردند که طبق «اصل تحقیق پذیری» فقط چیزی با معنی است که بتوان با منطق صوری یا تجربه درباره آن تحقیق نمود(اوزمان و کریور، 2007: 260).



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/11/24 توسط ایوب محمودی
نگاهی به فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت(بخش نخست)

در قرن حاضر اشتیاق زیادی برای بررسی زبان و نقش آن در فلسفه دیده می شود. زبان به ما چه می گوید؟ ما می توانیم یک شعر را تحلیل و یک سخنرانی را نقد کنیم. دلالت انجام چنین اعمالی این است که یک جمله و حتی یک کلمه هیچ گاه در مورد خود شیء چیزی به ما نمی گوید، بلکه به یک جمله ای فراسوی خود اشاره می کند. همچنین دو جمله هرگز نمی توانند درباره یکدیگر باشند(زیباکلام، 1385: 280).

تحلیل فلسفی یا فلسفه تحلیلی1 یکی از جنبش های معاصر فلسفه آموزش و پرورش است که وظیفه خود را بررسی و طبقه بندی زبان گفتارهای معمولی و علمی تلقی می کند. تحلیل گران فلسفی علاقه مند به فلسفه آموزش و پرورش، تلاش می کنند تا زبان مربوط به تدریس و یادگیری و صورت بندی اهداف و سیاست های تربیتی را با دیدی انتقادی بررسی کنند.

تحلیل فلسفی از نظر هدف و روش با فلسفه های نظامدار کهن همچون ایده آلیسم، رئالیسم و تومیسم که بر تصوراتی درباره واقعیتی از پیش موجود مبتنی هستند، متفاوت است. فلسفه تعقلی سنتی تر درصدد پی افکندن جهان بینی هایی برآمدند تا همه تجارب و مرفت بشری را در قالب فلسفه واحد منظمی صورت بندی کنند. آنان کوشیدند تا اصل غایی1 یا علت نخستینی2 را کشف کنند که سرچشمه همه هستی است. تحلیل گران فلسفی، نظام سازی فلاسفه تعقلی را که به اعتقاد آنان حاصلی جز هرج ومرج و اغتشاش فلسفی نداشته است رد می کنند. اهل تحلیل بر این باورند که فلسفه های به اصطلاح نظامدار که تصور می رفت جهان اندیشه را وحدت بخشند ، تنها به انشعاب آن تحت انواع ایسم های متعارض توفیق یافته اند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/11/20 توسط ایوب محمودی
نظریه بصیرت «پائولو فریره»

بسیاری از محققانی که از الگوهای توسعه به دلیل آنکه تنها در غرب کاربرد دارند، انتقاد کرده‎اند، الگوهای ارتباطی را نیز مورد انتقاد قرار داده‎اند. این عده معتقدند الگوهای ارتباطی کاملاً غربی بوده و نمی‎توانند به نیازها و شرایط کشورهای روبه‎ توسعه پاسخ دهند. مثلاً گفته می‎شود الگوهای ارتباطی غربی که برای تحلیل پدیده توسعه به‎کار می‎روند اساساً ارسطویی هستند و فقط بر چهار جزء کنش ارتباطی تأکید می‎ورزند: ارتباط‎گر، پیام، گیرنده و هدف. از نظر منتقدین، این تأکید الزاماً تابعی از انگاره‎سازی‎های رسانه‎ها است.
 در هر حال، با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی که نظام ارتباطی در آن عمل می‎کند، توجه ناچیزی اعمال شده است. لوئیس رامیرو بلتران (Luis Ramiro Beltran) در مورد آمریکای لاتین به اثرات منفی انتقال الگوهای روش‎شناسی و چهارچوب‎های مفهومی آمریکایی به درون آمریکای لاتین، که با هیچ انتقادی نیز مواجه نشده، می‎پردازد.
پژوهشگر دیگری به نام خوان دیاز بوردناو (Juan Diaz Bordenave) با انتقاد از الگوی سنتی اشاعه و کاربرد آن در آمریکای لاتین، خواستار ترکیب الگوی کلاسیک اشاعه با نظریه بصیرت «پائولو فریره» شد. از دیدگاه فریره حذف تفکر «طی کردن مدارج» در آموزش و ارتباطات و جایگزین ساختن یک آموزش مبتنی بر مشارکت رهایی‎بخش به جای آن، از محاوره و تبادل افکار بیشتری برخوردار خواهد بود و ضمن آنکه بیشتر بر مخاطب متمرکز است، به ساختار اجتماعی محیط نیز اشراف بیشتری دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/11/10 توسط ایوب محمودی

 آزادی از دیدگاه فریره: نوشتاری از دكتر حميد مولانا (بخش نخست)

 توسعه، آزادی یا رهایی؟ این پرسش باعث شد تا در میان پژوهشگرانی که فکر می‎کردند آموزش تحول باید از طریق ترغیب افراد به پرورش یک ذهن پرسشگر شتاب گیرد، افکار دیگری مطرح شود. جمع‎بندی انگیزه‌دهنده‎ای که از سوی پائولوفریره و «نظریه‎رهایی» او ارائه شد، یکی از این استراتژی‎ها بود. وی با طرح یک واژه پرتغالی (Conscientizacao)، که به معنی «بصیرت» است، به یک روند خاص اشاره می‎کرد: روند فراگیری به منظور درک اجتماعی، سیاسی و اقتصادی واقعیت‎ها و تضادهای زندگی مردم و اقدام علیه عوام ستم‎پیشه در یک جامعه مفروض به‎مثابه یک کل. «بصیرت»، نوع بشر را قادر می‎سازد تا به‎مثابه «کارساز» و نه به عنوان «کارپذیر» قدم به فرایند تاریخی بگذارد، همان امری که به طور خاص طی قرن‎ها در جوامع جهان سوم و آمریکای لاتین رخ داده و «فریره» نیز نظریه خویش را به طور تلویحی در آن چهارچوب هدایت می‎کند. مردم قادرند مسئولیت تغییر ساختار یک جامعه ستمگر را به‎عهده گیرند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 92/11/06 توسط ایوب محمودی

تعلیم و تربیت راستین از نظر فریره

از تعلیم در مدرسه ای دم نمی زنیم که فقط آموزندگان را برای مدرسه دیگری آماده می سازد، بلکه از آموزش راستینی سخن می گوییم که محتوایش در رابطه دیالکتیکی پایائی با نیازهای کشور است. در این گونه آموزش، دانش و شناختی که از کنش عملی نتیجه می شود خود از وحدت میان نظریه و عمل سر بر می آورد. به این دلیل ممکن نیست که میان جریان آموزش و سرچشمه آن که در زندگی آموزندگان است، جدایی افکند. ارزش هایی که چنین آموزشی در طلب آن است، اگر در زندگی تجسم نیافته باشد پوچ است. این ارزش ها فقط وقتی تجسم خواهد یافت که به آن ها عمل شود(فریره، 1363، ص55).

دانش آموزان بر اساس خصائلی که در هر سطح نشان داده باشند، به سطح بالاتر ارتقاء می یابند. آزمایش جدیت آنان در تحصیل، صلاحیت علمی و فنی در سطحی که به پایان برده شده است و نیز شاخص های صفات اخلاقی آنان مورد توجه قرار خواهند گرفت.

فریره تاکید می کند که نظام آموزشی نباید به مجرایی بین سطوح مختلف تحصیلی تبدیل شود. هیچ سطحی صرفا دوره آمادگی برای سطح بالاتر نیست. بدین ترتیب دانش آموزانی که از تعلیمات بنیادی فراتر نمی روند و مجال و امکان آن ندارند که معلومات خود را به روشی اصولی وسعت بخشند از فرصت مشارکت در تجربه اساسی سازنده ای محروم نخواهند شد که به آنان توانایی دهد که به عنوان مبارزان هشیار به امر بازسازی کشورشان خدمت کنند(فریره، 1363، ص58).

منبع: آموزش در جریان پیشرفت: پائولو فریره. ترجمه احمد بیرشک


نوشته شده در تاريخ 92/10/27 توسط ایوب محمودی

پیام اصلی فریره چیست؟ (بخش دوم)

به عقیده فریره تئوری حقیقی فقط می تواند از دل، پراکسیس های خاصی که ریشه در مبارزات تاریخی دارند، به در آید. به همین علت است که فریره نمی تواند نظریه پرداز انقلاب اجتماعی در ایالات متحده باشد؛ گرچه برخی از پذیرندگان او، ناگاهانه تلاش دارند این نقش را به او تفویض کنند. تنها آن کسانی که به طور تاریخی، غرق در اشکال پیچیده ستم نهفته در زندگی در ایالات متحده هستند، می توانند شیوه خاص ستم را که با آرامش فرهنگی، در این جامعه، پوشیده مانده، تشخیص دهند.

روشن است که این امر نه به علت بی سوادی است، همچون برزیل و نه اقتصاد حاشیه نشینی، همچون شیلی. پس آن چه چیزی است که آمریکاییان ستمدیده را از نظارت بر سرنوشت اجتماعی خود باز می دارد؟ آیا کمبود مهارت های خاص است یا عدم توانایی در تغییر قوانین به نفع خود، همانطور که طبقات حاکم با قدرت تمام این کار را انجام می دهند؟ این مانع ناشی از ایدئولوژی غلط یا ناتوانی در سازمان دهی امور محلی  که فراتر از منافع شخصی است، نیست؟ یا بدین دلیل است که مرزهای روانی میان ستمگران و ستمدیدگان این همه مغشوش است؟ آیا اکثر آمریکاییان خود را به عنوان ستمگر می شناسند یا ستمدیده، یا وظیفه خوارانی بی خاصیت و در نتیجه بی خبرانی منفعل در نظام بی تشخیص ستم؟ آیا نژادگرایی و ماده گرایی در این جامعه، از مظاهر آن چیزی است که فریره صرفا جنبه های عمده تضاد اصلی می خواند؟ این پرسش و پرسش های دیگر می بایست، در یک روش دیالکتیکی که در پراکسیس رشد می کند و تئوری را می آفریند، پاسخ گفته شود، پیش از آنکه روش پائولو فریره در ایالات متحده تطبیق داده شود(فریره، 1368، ص17-16).

منبع: آموزش شناخت انتقادی: پائولو فریره. ترجمه منصوره کاویانی


نوشته شده در تاريخ 92/10/25 توسط ایوب محمودی
پیام اصلی فریره چیست؟ (بخش نخست)

پیام اصلی فریره این است که هر کسی فقط تا حدی می تواند بداند که نسبت به واقعیت طبیعی، فرهنگی و تاریخی ای که در آن غرق است، طرح مساله کند. طرح مساله برابر نهادی است در مقابل حل مساله تکنوکرات ها. در این نوع برخورد، متخصص بودن با دور بودن از واقعیت، اقدام به تحلیل این واقعیت در اجزای ترکیب کننده آن می نماید. ابزار حل مسائل را به دقیق ترین روش، تقسیم بندی کرده و آنگاه استراتژی یا سیاست خود را دیکته می کند.

از نظر فریره چنین روشی برای حل مسائل، جامعیت تجربه بشری را با خرد کردن آن به ابعادی که تابع راه حل مسائل مطروحه است، خدشه دار می کند. اما طرح مساله از دیدگاه او، عبارت از شرکت تمامی مردم در امر تدوین قوانین کلی واقعیت به کمک نشانه هایی است که بتواند شناخت انتقادی را در آنان بیافریند و توانایی دگرگون ساختن روابط شان با طبیعت و نیورهای اجتماعی را بدان ها بدهد. این تمرین گروهی خود اندیشگی، فقط وقتی از خودستایی و روانشناسی گرایی برکنار می ماند که تمامی شرکت کنندگان را به گفت و شنود با دیگران بکشاند؛ دیگران که وظیفه تاریخی شان این است که نماینده دگرگون سازی واقعیت اجتماعی خود بشوند. فقط در چنین شرایطی است که مردم فاعل و نه مفعول تاریخ خود می شوند.

چنین بیانی ممکن است بی جهت از نظر کسانی که از شناخت بدبختی محیط زیست خود ترس دارند و یا کسانی که در پی جایگزینی نمادی عابدانه چون فلسفه زن(zen)، تائو(tao) یا صوفیگری(Sufism) به عنوان عامل تصحیح کننده غرب، فعال غیر طبیعی هستند، تجربه پرومته ای به نظر آید. اما فریره قوم گرای خرده بین نیست. او می داند که عمل بدون اندیشه نقاد و یا حتی بدون تفکر هدایت شده، عمل گرایی بیمارگونه است. در مقابل، بر این نکته تاکید دارد که نظر یا درون نگری بدون پشتوانه عمل اجتماعی جمعی نیز ایده الیسم خزنده و یا تفکر خیال پرداخته است.

ادامه دارد...


نوشته شده در تاريخ 92/10/22 توسط ایوب محمودی
سوادآموزی بزرگسالان از نگاه فریره(برگرفته از کتاب آموزش در جریان پیشرفت)

مهمترین مساله در سوآد آموزی بزرگسالان، یاد دادن خواندن و نوشتن نیست که ممکن است نتیجه آن خواندن متن های درسی باشد بی هیچ گونه درک انتقادی از زمینه اجتماعی که این متن ها به آن اشاره دارند. این نوع سواد آموزی مورد پسند طبقات سلطه گر است که، به دلایل متعدد، لازم می بینند که طبقات زیر سلطه را به ورود به جهان حروف تشویق کنند. هر چند این ورود بی طرفانه تر باشد بیشتر مطلوب ارباب قدرت است.

به عکس، در زمینه ای انقلابی، مهم آن است که آموزندگان درک کنند یا درک خود را ژرف تر سازند که مهم ترین چیز برای آنان این است که تاریخ بسازند و خود به وسیله آن ساخته و باز ساخته شوند، نه اینکه داستان های از خود بیگانه کننده بخوانند. در حالت اول، آموزندگان هیچ گاه به تفکر انتقادی درباره مشروط بودن روند فکری خود، و به اندیشیدن در علت موقعیت کنونی خود، و به بازخواندن تازه واقعیتی که به عنوان چیزی به انان عرضه می شود که باید خود را با آن مطابقت دهند، دعوت نشده اند. هرگز درباره اندیشه زبانی که نامعقولانه از عینیت جدا شده، و سازوکارهای تزریق مسلک(ایدئولوژی) سلطه گر بحث نمی شود. یاد داده می شود که دانش چیزی است که باید مصرف شود نه اینکه ساخته و باز ساخته شود. بی سوادی چون گیاه هرزه زیانبخش، یا نوعی بیماری شمرده می شود؛ پس مردم از ریشه کن کردن آن صحبت می کنند یا به آن به عنوان طاعون اشاره می نمایند(فریره، 1363، ص34-33).


نوشته شده در تاريخ 92/10/20 توسط ایوب محمودی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
PageRank